برچسب: خواستم چشمهايت را از پشت بگيرم ديدم طاقت اسم هايي را که ميگويد ندارم, خدايا يا خيلي برگردون عقب يا خيلي بزن جلو اينجاي زندگيم خيلي دلگيره,آن روزها که با تو بودن برايم آرزو بود تمام شد, مانند شيشه شکسته ام آسان بود اما ديگر به من دست نزن اين بار زخمي ات خواهم کرد,
نویسنده: حامد